خبرگزاری مترجم

مرجع اطلاع رسانی اخبار ترجمه

درد دل های یک مترجم (قسمت اول)

درد دل های یک مترجم (قسمت اول) رو تقدیم حضورتون می کنیم.

درد دل های یک مترجم (قسمت اول) به دردهای یک مترجم اختصاص داره.

عجیب دلم گرفته است.

نمی دانم چرا؟

ینی می دانم چرا ولی نمی دانم که چرا باید اینجوری باشه

چرا توی این دنیا نمی شه به کسی اعتماد کرد.

چرا در این دنیا همه می خوان ایراداتشونو پنهون کنن.

قرار نیست که همه کامل باشن

اصلا انسان کامل نداریم ما.

اومدیم به یکی اطمینان کردیم و دل دادیم و قلوه گرفتیم.

تهش معلوم شد که همش حقه بازی و کلک بوده

طرف خودشو ساده نشون می داد که ما فک کنیم آره یارو هیچی بارش نیست.

بعد فهمیدیم که اتفاقا خیلی هم بارشه و داره ما رو اوسکول می کنه.

هاهاهاها

حقیقت نمی دونم چرا اینجوریه برای هر کی از جون مایه گذاشتم تهش اینجوری شد.

نمی دونم به خدا دیگه به چه امیدی زندگی کنم.

وضع اقتصادی ها به شدت خرابه

مردم به شدت نسبت به قبل افسرده ترن.

مردم امیدی ندارن.

منم یکی از این مردم.

منم یه مترجم بدبخت که رفتم 4 سال دانشگاه درس خوندم

بعدم یه تیکه کاغذ انداختن جلوم گفتن خوش اومدی.

من موندم یه جامعه پر از حیله و دروغ و فریب.

واقعا نمی دونم که باید به کی و چی گله کنم.

دل پره.

دل  همتون پره می دونم.

دل منم از شما پر تر.

چه زندگی مسخره ای این دنیا.

تا میای یکم به لجن دنیا عادت کنی میان سراغت و می گن راه بیفت بریم.

حقیقت نمی دونم که چرا اینجوریه.

امیدوارم که روزی برسه که مترجم های عزیز توی ایران

بتونن به جایگاهی که شایسته شون هست و لیافتشو دارن

بعد از این همه سال درس خوندن دست پیدا کنن.

در انتها خدمت عزیزان عرض کنم که اگر نیازمند ترجمه هستید

به لینک زیر مراجعه کنید.

ثبت سفارش

لینک

موضوعات: عمومی

ديدگاه خود را بيان کنيد